همه چیز پیرامون قرآن

محل درج آگهی و تبلیغات
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 14 تیر 1390 توسط محمد مهدی

سلام

کتاب " عقل فقهی " نوشته " عباس یزدانی " که خوندنش رو به همه شما توصیه میکنم. این کتاب 2 جلد داره که لینک دانلودش رو در زیر مشاهده میکنید.

عقل فقهی - جلد اول

عقل فقهی - جلد دوم

روش دانلود : ابتدا روی لینکهای فوق کلیک کنید ، سپس گزینه دانلود رو بزنید و صبر کنید تا شمارش معکوس تمام بشه و مجددا لینک دانلود به نمایش در بیاد و بتونید دانلود کنید.





طبقه بندی: دانلود کتاب،
برچسب ها: کتاب، عقل فقهی، عباس یزدانی،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 تیر 1390 توسط محمد مهدی
 

دلیل دوم: روایات

در روایات و احادیث، جملاتی که صراحتا بر نفی نبوت زنان دلالت کند، نیست. در روایاتی که عدد انبیاء ذکر شده است گرچه کلمه «نبی» به کار رفته اما روشن است که اگر پیامبری از زنان باشد، این واژه آن را شامل می گردد، زیرا تغلیب باب واسعی در همه زبانها و بویژه در زبان عرب دارد.

و نیز در روایاتی که طبقات انبیاء را بیان می دارد شاهدی بر انحصار پیامبری در مردان نیست.(43)

البته حامیان این نظر می توانند به برخی احادیث استدلال کنند:

1ـ حدیثی در مستدرک الوسائل نقل شده که صریحا نفی پیامبری زنان را دارد.

المولی سعید المزیدی فی تحفة الاخوان: عن ابی بصیر عن الصادق(ع) فی خبر طویل فی خلقة آدم و حواء و دخولها الجنة و خروجها منها ـ الی ان قال ـ «قال ابن عباس فنودیت یا حواء ... و لم اجعل منلکن حاکما و لا ابعث منلکن نبیا»(44)

این حدیث، قابل تمسک نیست زیرا از جهت سند ارسال دارد و کتاب تحفة الاخوان نیز کتابی شناخته شده و معروف نزد علماء شیعه نمی باشد. گذشته از آن، چگونه امام صادق(ع) از ابن عباس این مطالب را نقل می کند!



ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن و پیامبران،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 13 تیر 1390 توسط محمد مهدی

یک. طرح مسأله

یکی از مباحث کلامی در حوزه انسان شناسی و زن شناسی، مسأله نبوت زنان است. این مسأله گرچه به یک معنا تاریخی است و ثمره عملی بر آن مترتب نمی گردد، لیک در نشان دادن تلقی ادیان آسمانی از زن، بسی مفید و سودمند است و از این راه، می توان به کشف نگرش مکاتب آسمانی نسبت به زن پی برد و توان و استعداد زنان را از منظر این ادیان آشکار ساخت.

همان گونه که دو رویه این مسأله، و نفی و اثبات آن در قانون گذاریها، مکاتب فقهی و حقوقی نیز مؤثر است، علاوه بر اینها در باور زنان نسبت به خویشتن و نهضت علمی و فرهنگی آنان نقشی بسزا دارد. بر این اساس، گرچه به گمان برخی، پژوهش در این مسأله، بی فایده و متأثر از جنبشهای زن گرایانه عصر حاضر است، اما به نظر ما در راستای کشف و تبیین و تفسیر گوشه ای از معارف دینی قرار دارد و قویا از پاره ای بحثهای فقهی، فلسفی، تاریخی و ... روزگار ما مفیدتر خواهد بود.

برای تبیین صورت مسأله و محل نزاع، ذکر چند مطلب ضروری است.



ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن و پیامبران،
نوشته شده در تاریخ شنبه 11 تیر 1390 توسط محمد مهدی

شاید عنوان نوشتار حاضر، اندکی شما را به حیرت افکنده باشد که به حق چیزهای نشنیده! مگر زنان هم به مقام نبوت رسیده‌اند و ما خبر نداشته ایم؟ و اصلا کی و کجا کسی یاد دارد که خداوند زنی را به عنوان پیامبر بر مردم گسیل بدارد؟

اینها همه سوالاتی است که ذهن و زبان نگارنده را از مدتی پیش به خود واداشته است و این چند پاره خط، تلاشی است برای یافتن پاسخی قرآنی و برهانی بدین مساله.

اگر در قرآن خواندی که حضرت حق - جلّ و علا - خطاب به پیامبر دردانه اش – درود بی پایان بر او - چنین فرمایش کرده است که "  وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیهِمْ ...(یوسف/109)، (یعنی همه پیامبران پیش از تو مرد بوده اند)، فورا تیغ نقد بر این نوشته نکش؛ چه اینکه بحث ما در نبوت زنان است و نه رسالت ایشان.

پاسخ نهایی منوط به ذکر مقدماتی چند است که با هم مرور می کنیم:

یکم: فرق است میان نبوت و رسالت؛

میان این دو به تعبیر منطق دانان، نسبت عموم و خصوص من وجه است یعنی هر رسولی نبی است و تنها برخی از انبیاء رسولند.

دانشمندان علوم اسلامی تعاریف گوناگونی از نبوت و رسالت به دست داده اند از جمله:

فیض کاشانی در علم الیقین، ج 1 می گوید: «نبی» کسی است که به او وحی شود تا خود عمل کند و «رسول» آن است به او وحی شود تا عمل کند و تبلیغ کند.

از صاحب تفسیر گرانسنگ المیزان (مجلد دوم، صفحه 139) هم بشنوید که می گوید: رسول حامل رسالت است و نبی حامل نبأ، رسول شرف وساطت بین خداوند و خلق را دارد و نبی شرف علم به خداوند و آنچه نزد او است.

جناب علامه در ج13المیزان بسط بیشتر داده اند که رسول کسی است که فرشته بر او نازل گردد و او فرشته را ببیند و با او تکلم کند. اما نبی کسی است که فرشته را در خواب می بیند و در خواب بر او وحی می شود.

دوم: نبوت بر دو گونه است:1. نبوت انبائی 2. نبوت تشریعی؛

اولی از ذات و صفات و افعال الهی و به طور عام، از معارف الهی خبر می‌دهد و دومی علاوه بر آن به تبلیغ احکام، آداب و شریعت نیز می پردازد.

بنابر بر مقدمه دوم، مراد ما در این وجیزه، اثبات نبوت انبائی برای تنی چند از زنان است نه نوبت تشریعی که آن نبوت خاصّه است و از حوصله این مقال بیرون.

 دلیل قرآنی

اینک با مفروض انگاشتن مقدمات یاد شده، به منظور اثبات مقام نبوت حضرت مریم(س(به سراغ قرآن می رویم:

در قرآن كریم آیاتی وجود دارد كه ظاهر آنها دلالت بر نبوت حضرت مریم(س) می كند. بعضی از آیات مزبور را در اینجا می آوریم:

إِنَّ اللّهَ اصْطَفَى آدَمَ وَنُوحًا وَآلَ إِبْرَاهِیمَ وَآلَ عِمْرَانَ عَلَى الْعَالَمِینَ ذُرِّیَّةً بَعْضُهَا مِن بَعْضٍ وَاللّهُ سَمِیعٌ عَلِیمٌ

آل عمران / آیه 33 و 34

خداوند، آدم و نوح، آل ابراهیم و آل عمران را بر جهانیان برگزید (انتخاب و اختیار كرد)

 منظور ما در این آیه فعلا كلمه «آل عمران» است كه شامل مریم، مادر مریم و پسر مریم می شود.

اگر چه این نوع از نبوت(انبائی)، پشتوانه هر گونه رسالت و نبوت تشریعی است اما اختصاص به مردان ندارد بلکه زنان نیز می توانند به این مقام دست یابند.

2- وَإِذْ قَالَتِ الْمَلاَئِكَةُ یَا مَرْیَمُ إِنَّ اللّهَ اصْطَفَاكِ وَطَهَّرَكِ وَاصْطَفَاكِ عَلَى نِسَاء الْعَالَمِینَ آل عمران / آیه 42

و زمانی كه ملائكه گفتند ای مریم! همانا خداوند ترا برگزید و پاك گردانید و تو را بر زنان عالم، انتخاب كرد. در آیه فوق ملائكه با مریم سخن گفته اند و بلاواسطه و مستقیم علاوه بر آن، خبر اصطفاء و برگزیدنش را از طرف خداوند برایش آورده اند، كه در مجموع می تواند مؤید نبوت وی باشد، چنانكه بسیاری از پیامبران الهی نیز به همین شكل برایشان وحی نازل می شده است. و خصوصاً كه خداوند او را برگزیده است و این گزینش به علت ویژگی و خصیصه ای كه در او وجود دارد، چنانكه آدم و نوح را به همین علت مورد اصطفاء قرار داده است.

دلیل ما بر نبوت مریم(ع) این است كه در آیه شریفه 33 آل عمران، كلمه اصطفا در مورد حضرت آدم و نوح و آل ابراهیم، قطعاً به معنای اختیار برای نبوت است، وحدت سیاق ایجاب می كند كه در مورد آل عمران (مریم و مادر مریم و پسر مریم) نیز، همین معنا باشد، وگرنه باید مرتكب خلاف ظاهر آیه بشویم كه دلیل بر این كار نیست. و از طرفی چون در آل عمران حضرت عیسی(ع) هم وجود دارد، نمی شود گفت اصطفاء حتی در باره خود آل عمران هم به یك معنا نیست، زیرا در این صورت در مورد حضرت عیسی(ع) كه یكی از آل عمران است حتماً باید به معنای دیگری باشد كه نزد اهل ادب به ویژه از خدای حكیم، بعید بلكه قبیح به نظر می آید.( زن و پیامبری، مرتضی فهیم کرمانی)

 

دلیل برهانی

باطن نبوت(انبائی) ولایت است. ولایت نیز مربوط به کمالات و قداست های روحی است و روح انسان نه مذکر است نه مونث، لذا برخی ارواح که به جسم زنانگی تعلق یافته اند، دارای شأن ولایت هستند.

در توضیح بیشتر این استدلال، حضرت استاد آیت اللّه جوادی آملی، در کتاب زن در آینه جلال و جمال، ص167بیان متینی دارند که عینا می آوریم:

قرآن کریم مسأله نبوت تشریعی را که به صورت رسالت بیان می شود ـ چون یک کار اجرایی است، و حشر با مردم را همراه دارد و رهبری جنگ و صلح و دریافت مسایل مالی و توزیع اموال و تنظیم کار جامعه را به عهده دارد ـ این نوع نبوت را در اختیار مردها قرار داده و در سوره یوسف و سوره نحل می فرماید:

وَمَا أَرْسَلْنَا مِنْ قَبْلِكَ إِلَّا رِجَالًا نُوحِی إِلَیهِمْ ...

یعنی رسالت یک کار اجرایی است و ما قبل از تو ای پیامبر هیچ کسی را جز مرد به عنوان رسول نفرستاده و فقط به مردها وظیفه رسالت دادیم.

پس رسالت به معنای رهبری جامعه، بیان حلال و حرام، واجب و مستحب، مکروه و مباح و مانند آن، نبوت خاصی است که چون مقام اجرایی است به عهده مردها گذاشته شده، ولی نبوت اِنبائی بدین مفهوم است که فردی از طریق وحی مطلع شود که در جهان چه می گذرد، آینده جهان چیست؟ و آینده خودش را ببیند و از آینده دیگران نیز باخبر شود، و این نوع نبوت به ولایت برمی گردد، نه به نبوت تشریعی و رسالت اجرایی.

اگر چه این نوع از نبوت، پشتوانه هر گونه رسالت و نبوت تشریعی است اما اختصاص به مردان ندارد بلکه زنان نیز می توانند به این مقام دست یابند.

اگر مراد قُرْطُبی و همفکران او، اثبات نبوت اِنبائی برای مریم است، این را همه عرفا، حکما و محققان اهل تفسیر می پذیرند، و اگر منظور، نبوت تشریعی بوده که مریم(ع) دارای رسالت بوده و وحی تشریعی دریافت می کرده این مردود است.

باطن نبوت(انبائی)ولایت است. ولایت نیز مربوط به کمالات و قداست های روحی است و روح انسان نه مذکر است نه مونث، لذا برخی ارواح که به جسم زنانگی تعلق یافته اند، دارای شأن ولایت هستند.

علاوه بر مریم (س) عده ای به نبوت زنان دیگری چون "حنّه" (مادر مریم و همسر عمران بن ثامان)، ‌مادر موسی(همسر عمران بن قاهث بن لاوی بن یعقوب بن اسحاق بن ابراهیم)، آسیه(همسر فرعون) ساره(همسر ابراهیم نبی)، هاجر(کنیز ابراهیم نبی) نیز استدلال نموده اند.

به عنوان مثال ابن حجر عسقلانی در فتح الباری، ج6، ص515 با این استدلال که نبی کاملترین نوع انسانی است و انسان کامل مصداق نبوت است می گوید: در روایات آمده است که برخی زنان مانند مریم و آسیه از جمله کامل ترین انسان ها بوده اند.

در کتاب مقدس به نام شش زن برمی خوریم که عنوان "نبیه" دارند: دبوره، حُلده، دختران فیلپس، حنّا و مریم.

البته بحث در باب ضعف و قوت موافقان و مخالفان در این مساله، مجالی فراختر از این مقال می طلبد که شایسته است علاقمندان به کتابهایی چون "زن و پیامبری" تالیف دانشمند محقق شیعی، مرتضی فهیم کرمانی مراجعه نمایند.





طبقه بندی: قرآن و پیامبران،
نوشته شده در تاریخ جمعه 10 تیر 1390 توسط محمد مهدی

قران کتابی است که با گذشت زمان و ایام نه تنها از ارزش ان کاسته نمی شود بلکه هر روز که علم پیشرفت می کند اعجاز و ارزش علمی قران بیشتر نمایان می شود و اشکار می کند که این کتاب نمی تواند کتاب عادی باشد.قرآن می‌تواند پاسخ‌ گوی سؤالات ما در همه زمینه‌ها، اعم از اجتماعی،فرهنگیو علمی باشد.

اگر روانشناسان. دانشمندان و حتی اقتصاددانان در این کتاب بنگرند بهترین قوانین را خواهند یافت !

در واقع قران کتابی است برای عزت و پیشرفت بشر در دنیا و آخرت .

منشاء زندگی در قرآن کریم:

پیدایش وخلقت موجودات خوب تریننكات قرآنی است كه بزیبائی شرح داده شده است. آفرینش موجودات زنده از آب و نیز خاك بارها مورد اشاره قرار گرفته است در این میان توجه ویژه‌ای به خلقت انسان از آب و خاك دارد..

«أَ وَ لَمْ یَرَ الَّذِینَ كَفَرُوا أَنَّ السمَوَتِ وَ الأَرْض كانَتَا رَتْقاً فَفَتَقْنَهُمَا  وَ جَعَلْنَا مِنَ الْمَاءِ كلَّ شىْ‏ءٍ حَىٍ أَ فَلا یُؤْمِنُونَ» [الأنبیاء :30]

«آیا کافران نمی بینند که آسمانها وزمین(درآغاز خلقت به صورت توده عظیمی در گستره فضا،یکپارچه) بهم متصل بوده وسپس آنها را از هم جدا ساخته ایم وهر چیز زنده ای را( اعم از انسان وحیوان وگیاه) از آب آفریده ایم. ایا ایمان نمی آورند؟»

«وَ اللَّهُ خَلَقَ كلَّ دَابَّةٍ مِّن مَّاءٍ فَمِنهُم مَّن یَمْشى عَلى بَطنِهِ وَ مِنهُم مَّن یَمْشى عَلى رِجْلَینِ وَ مِنهُم مَّن یَمْشى عَلى أَرْبَعٍ یخْلُقُ اللَّهُ مَا یَشاءُ  إِنَّ اللَّهَ عَلى كلّ‏ِ شىْ‏ءٍ قَدِیرٌ» [النّور:45]

 «و خداست كه هر جنبنده‏اى را (ابتدا)از آبى آفرید. پس پاره‏اى از آنها بر روى شكم راه مى ‏روند و پاره‏اى از آنها بر روى دو پا و بعضى از آنها بر روى چهار(پا)راه مى‏روند. خدا هر چه بخواهد مى‏آفریند. در حقیقت، خدا بر هر چیزى تواناست.»

در این دو آیه صراحتاً منشاءآفرینش را آب معرفی می‌نماید و به پیوستگی آسمان و زمین در پیش از پیدایش آب اشاره دارد. مسلماً آنچه كه پیوستگی آسمان و زمین را موجب می‌شود عدم وجود اتمسفر در اطراف كره زمین بوده است. پس از تشكیل اتمسفر و تمركز گازهای حیاتی در بخش‌های پایینی جو، اتمسفر زمین شكل گرفته و با پیدایش آب و استقرار آن بر روی زمین و پس از تشكیل خاك اولین موجودات حیاتی متابولیسم‌دار خلق شده‌اند.

«فَإِنَّا خَلَقْنَكم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ مِن نُّطفَةٍ ثُمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثُمَّ مِن مُّضغَةٍ مخَلَّقَةٍ وَ غَیرِ مخَلَّقَةٍ لِّنُبَینَ لَكُمْ  وَ نُقِرُّ فى الأَرْحَامِ مَا نَشاءُ إِلى أَجَلٍ مُّسمًّى...» [الحجّ:5]

«پس (بدانید) كه ما شما را از خاك آفریده‏ایم، سپس از نطفه، سپس از علقه، آنگاه از مضغه، داراى خلقت كامل و (احیاناً) خلقت ناقص، تا (قدرت خود را) بر شما روشن گردانیم. و آنچه را اراده مى‏كنیم تا مدتى معین در رحمها قرار مى‏دهیم...»

«وَ مِنْ ءَایَتِهِ أَنْ خَلَقَكُم مِّن تُرَابٍ ثُمَّ إِذَا أَنتُم بَشرٌ تَنتَشِرُونَ» [ الروم:20]

؛یکی از نشانه های ( دال برعظمت وقدرت) خدا این است که (نیای) شما را از خاک آفرید وسپس شما انسانها( به مرور زمان زیاد شدید ودر روی زمین برای تلاش در پی معاش) پراگنده گشتید.

«هُوَ الَّذِى خَلَقَكم مِّن تُرَابٍ ثمَّ مِن نُّطفَةٍ ثمَّ مِنْ عَلَقَةٍ ثمَّ یخْرِجُكُمْ طِفْلاً ثمَّ لِتَبْلُغُوا أَشدَّكمْ ثُمَّ لِتَكُونُوا شیُوخاً وَ مِنكُم مَّن یُتَوَفى مِن قَبْلُ وَ لِتَبْلُغُوا أَجَلاً مُّسمًّى وَ لَعَلَّكمْ تَعْقِلُونَ» [غافر:67]

«خدا کسی است که شما را از خاک می آفریند،سپس(خاک را) به منی تبدیل میگرداند،وبعد( منی را) به زالو گونه ای تبدیل مینماید،وآنگاه به شکل نوزادی (ازشکم مادرانتان) بیرونتان میاورد. بعد تا میر سید به کمال قوت خود،آنگاه پیر میشوید برخی از شما پیش از آن مرحله میمیرند- و تا به وقت معین میرسید. امید است شما بفهمید.»

«هُوَ الَّذِى خَلَقَكُم مِّن طِینٍ ثُمَّ قَضى أَجَلاً  وَ أَجَلٌ مُّسمًّى عِندَهُ  ثُمَّ أَنتُمْ تَمْترُونَ» [الأنعام:2]

«خدا آن ذاتی است که شما را از گل آفریده است؛( برای زندگی هریک از شما) زمانی را تعیین کرده است(مرگ) وزمان معین را تنها خدا میداند وبس. سپس شما شک وتردید به خود راه میدهید.»

«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن سلَلَةٍ مِّن طِینٍ» [مومنون: 12]

«ما انسان را از عصاره ای از گل آفریده ایم.»

«الَّذِى أَحْسنَ كلَّ شىْ‏ءٍ خَلَقَهُ  وَ بَدَأَ خَلْقَ الانسنِ مِن طِینٍ» [السجده:7]

 «همان كسى كه هر چیزى را كه آفریده است نیكو آفریده، و آفرینش انسان را از گِل آغاز كرد.»

در این آیات، خداوند پاک منشاء خلقت انسان را از خاك بیان نموده است.

مراد از خلقت اولیه از خاك این است كه پدر بزرگ نخستین ما یعنی حضرت آدم علیه السلام از خاك آفریده شده و چون خلقت غیرآدم علیه السلام ( بنی آدم) منتهی به خلقت آدم می‌شود ، در نتیجه خلقت ایشان هم در اصل از خاك بوده است. چرا كه مواد غذایی كه وجود انسان و حتی نطفة او را تشكیل می‌دهد اعم از ماد حیوانی و گیاهی و همچنین عناصر و اجزای سازندة سلول‌های بدن موجود زنده، همه از خاك و روییدنی‌های زمن نشأت می‌گیرد.

خداوند تبارك و تعالی در قرآن كریم صریحاً به غذای انسان و دیگر موجودات اشاره می‌كند و می‌فرماید:

«به غذایت نگاه كن كه از دانه‌ها و حبوبات ، انگور و خرما و زیتون و درخت نخل و از باغهای پر درخت و میوه‌های تر و خشك درست شده و همة اینها برای شما و حیوانات شما تعیین گردیده است»

اگر در این آیه بیشتر دقت نماییم به نكات بسیار جالب و ارزشمندی برخورد می‌نماییم . پرورش دادن گیاهانی كه یا مستقیماً غذای انسانند یا آنكه به طور غیرمستقیم غذای انسان را فراهم می‌آورند، نیاز به یك خاك حاصلخیز دارد. حاصلخیزی خاك به عوامل متعددی مربوط است كه در مجموع می‌توان آنها را به صورت زنجیری مرتبط باهم در نظر آورد. از میان این عوامل به ذكر نمونه‌هایی بسنده می‌كنیم.

«فَاستَفْتهِمْ أَ هُمْ أَشدُّ خَلْقاً أَم مَّنْ خَلَقْنَا  إِنَّا خَلَقْنَهُم مِّن طِینٍ لازِبِ» [الصافات:11]

«به منکران بعث وقیامت بگو) از ایشان پرس وجو کن که آیا آفرینش( دوباره) ایشان سخت تر ودشوار تر است یا آفرینش چیز هائی که آفریده ایم؟ ما که ایشان را از گل چسبنده ناچیزی آفریده ایم.»

«وَ لَقَدْ خَلَقْنَا الانسنَ مِن صلْصلٍ مِّنْ حَمَإٍ مَّسنُونٍ» [الحجر:26]

«وما انسان را از گل خشکیده فراهم آمده از گل تیره شده گندیده ای بیافریدیم.»

خلقت از (تراب) (طین) و (حَمَإٍ مَّسنُونٍ) سه مرحله از مراحل تكامل خاك در بستر اولیه كره زمین است كه بر اثر وجودآب و نیز گازهای تشكیل ‌دهنده سطح زمین و به كمك دیگر كانیهای متشكله سطح زمین، خاك ها تكامل یافته و نهایتاً اولین سلولهای حیاتی از میان خاكهای سیاه و بدبو شكل می‌گیرند.

با تشكیل اولین سلولهای حیاتی، آنچه از این پس مهم جلوه می‌نماید تشكیل سلولهای بزرگتر با كارائی بیشتر كه امكان ادامه حیات در شرایط زیست محیطی مختلف را دارا باشند. مسلماً شكل‌گیری و ایجاد گونه‌های مختلف حیاتی مستلزم رشد و تحولی هدفمند در اشكال اولیه حیات به شمار می‌آید .





طبقه بندی: قرآن و علم،
نوشته شده در تاریخ دوشنبه 23 خرداد 1390 توسط محمد مهدی

 قرآن در بیش از 700 آیه  ماده ، علم را به كار برده و مسلمانان را به تفكر و تعمق در پدیده های طبیعت دعوت نموده است . حدود 750 آیه به خدا شناسی از راه علوم طبیعی مربوط می شود و در كنار این دعوت عمومی به دانش ، انسان را به شاخه های علوم پزشكی متمایل می كند ؛ آن جا كه می فرماید :

«فَلْیَنظُرِ الْإِنسَانُ مِمَّ خُلِقَ»: پس انسان كه از چه چیزی خلق شده است .

«أَفَلَا یَنظُرُونَ إِلَى الْإِبِلِ كَیْفَ خُلِقَتْ»: آیا به شتر نمی نگرند كه چگونه آفریده شده است ؟

«فلینظر الانسان الی طعامه » : پس انسان به غذای خویش بنگرد.

برخی از احكام دین در قرآن فایده های پزشكی و بهداشتی دارند كه باپیشرفت علم پزشكی بدان پی برده شده است .



ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن و پزشکی،
نوشته شده در تاریخ سه شنبه 27 اردیبهشت 1390 توسط محمد مهدی

بعضی ا ز فیلسوفان باستان ادعا می‌کردند که جهان «قدیم» است. یعنی ا زلی و بلا اول است و قهراً حادث یا آفریده نیست. در یک تقسیم بندی این عده را «دهریه» می‌نامیدند. حتی در میان عرب جاهلی هم این اندیشه طرفدار داشته است:

«وَقَالُوا مَا هِیَ إِلَّا حَیَاتُنَا الدُّنْیَا نَمُوتُ وَنَحْیَا وَمَا یُهْلِكُنَا إِلَّا الدَّهْرُ وَمَا لَهُم بِذَلِكَ مِنْ عِلْمٍ إِنْ هُمْ إِلَّا یَظُنُّونَ» الجاثیه - 24

 «وگویند چیزی جز زندگی دنیوی ما در کار نیست، که بعضی زنده می‌شویم و بعضی می‌میریم و جز روزگار ما را نابود نمی‌کند؛ و آنان را به این امر علم نیست. چیزی جز پندار نمی‌بافند.»

اما پیشرفت علم و فلسفه نشان داد که جهان مادی، نمی‌تواند قدیم باشد. و نمی‌تواند علت مادی داشته باشد. زیرا آنچه مادی است، «ممکن» است (یعنی می‌تواند باشد و می‌تواند نباشد) و علت جهان باید فراتر از ممکن، یعنی واجب، (ضروری) باشد. حتی علم بیش از فلسفه قائل به این است که ازلی خواندن موجود (موجود مادی) بی وجه است و همه چیز، یعنی آنچه در جهان است ، و خود جهان عمری و آغازی دارد....



ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن ، علم ، فلسفه،
نوشته شده در تاریخ یکشنبه 18 اردیبهشت 1390 توسط محمد مهدی

 

 

قرآن، کلام خداوند و برترین کتابی است که بر دنیای خاکی نازل شده است. به جرأت می‌توان این کتاب عظیم را برنامه ی کامل زندگی بشر دانست؛ چرا که علاوه بر آموزش مسائل تربیتی، اخلاقی و دینی، اطلاعات گرانبهای علمی نیز در درون این کتاب مقدس نهفته می‌باشد که این اطلاعات به حول و قوه ی الهی با ظهور مفسر بزرگ قرآن کریم، حضرت مهدی موعود (عجل الله تعالی فرجه الشریف) إن شاء الله رمزگشایی خواهد شد...

 



ادامه مطلب

طبقه بندی: قرآن و علم،
نوشته شده در تاریخ شنبه 17 اردیبهشت 1390 توسط محمد مهدی

تـأویـل

«تأویل» در اصل به معنی: "برگشتن یا برگرداندن چـیـزی بجای خـودش یـا بحالـت خودش یا به اصل خودش" و مواردی از این قـبیل است.

تـأویـل نمـودن آیات قـرآن نیز به معنی: بـرگرداندن آنها بـه اصل خودشان است. یعنی: ربط دادن آنها به مسائل و وضعیتها و واقعیتهای مربوط به آنها است. مثال:

انفطار 3: « وَ اِذا الْـبـِحارُ فـُجـِّـرَتْ =  و وقتی دریاها طغـیان کنند».

تکویر 6: «وَ اِذا الْـبـِحـارُ سُـجـِرَّتْ = «و وقتی دریاها بغـلیان آمده و تبخیر شوند».

این دو آیه مربوط به دریاها مربوط به چه زمـان و شـرایطی است؟ یعنی: چه وقت آب آنها زیاد می شود و وارد خشکی و شهرهای ساحلی می شوند؟ و چه وقت بجوش می آیند و تبخیر می شوند؟...



ادامه مطلب

طبقه بندی: ویژگی قرآن،
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط محمد مهدی

واژه «قـُرآن» از مصدر «قـرء» می آیـد و خود نیز  هـم مـصـدر می باشـد. به مـعـنی: "بترتیب چیدن و پیش رفـتن". بعـد به خواندن (از روخوانی) اطـلاق شـده، چـون در وضعـیـت مـزبـور خوانـنده حروف و واژه ها را بترتیب می چیند و پیش می رود. قـرآن به معنی اسمی به معنی: "خواندنی ـــ از رو خـوانـی، و  به نـظـم و ترتیب چـیـنی" است. قـرآن 1400 سال عـمـر دارد. در مـدت بـیـن 22 الی 23 سال به محمد وحی شده است. وقـتی مـحـمـد آیه یا آیاتی که نازل می شـده اند را بـر دیگـران می خوانده آنـها آنرا بر روی چیزهای مختـلفی که آن زمان برای نوشتن روی آن استفاده می شده می نوشته اند. و برخی نیز آیات را از بر می کرده اند. محل قرار دادن آیات در سوره ها نیز خود محمد مشخص می کرده  است. در زمان محمد قرآن بصورت یک کـتـاب کـه هـمـه آن یکجا جمع بوده باشد وجود نداشته، بلکه دوسال پس از وفات وی برای اولین بار قرآن جمع آوری شده و بصورت یک کتاب درآورده شده است...



ادامه مطلب

طبقه بندی: ویژگی قرآن،
نوشته شده در تاریخ جمعه 16 اردیبهشت 1390 توسط محمد مهدی

بِسْمِ اللَّهِ الرَّحْمَنِ الرَّحِیمِ

الم ﴿1﴾ ذَلِكَ الْكِتَابُ لاَ رَیْبَ فِیهِ هُدًى لِّلْمُتَّقِینَ

با درود به هم وطنان گرامی

به یاری پروردگار در این وبلاگ بر آنم تا نتیجه تحقیقات این مدت خودم که پیرامون قرآن بزرگ

انجام شده رو تو این وبلاگ بنویسم.

در این وبلاگ از همه چیز راجع به قرآن گفته میشود که شامل تفسیر ، تاویل ، مقاله ، تاریخ صدر اسلام ، پاسخ گویی به شبهات و... می باشد.
امیدوارم که با ما همراه باشید. انشا الله



.: Weblog Themes By Pichak :.


تمامی حقوق این وبلاگ محفوظ است | طراحی : پیچک

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

قالب بلاگفا

قالب وبلاگ

قالب وبلاگ

چت

اخلاق اسلامی

قالب بلاگ اسکای

قالب وبلاگ

download

فروشگاه اینترنتی ایران آرنا

ساخت وبلاگ در میهن بلاگ

شبکه اجتماعی فارسی کلوب | اخبار کامپیوتر، فناوری اطلاعات و سلامتی مجله علم و فن | ساخت وبلاگ صوتی صدالاگ | سوال و جواب و پاسخ | رسانه فروردین، تبلیغات اینترنتی، رپرتاژ، بنر، سئو